۱۳۹۳/۱۰/۱۰ - ۰۹:۰۶
حجت الاسلام والمسلمین علی نورید مطرح کرد:

وظیفه هیأت؛ اقامه عزا و اقامه حق است

هیئات و مردم باید بدانند که در مسیر جریان ابا عبدالله الحسین(ع) بودن، فقط برگزاری اقامه عزای صرف نیست بلکه اقامه حقی هم باید صورت گیرد.

وظیفه هیأت؛ اقامه عزا و اقامه حق است

«سراج24»-درباره موضوعات مرتبط با هیئات علی­الخصوص بحث استکبارستیزی در این ویژه نامه، سراغ حجت الاسلام والمسلمین علی نوری رفتیم تا ایشان به ما بگوید که چه وجه تمایزی بین این موضوع با برنامه های هیئات و محرم امسال که روز عاشورای آن با 13 آبان مصادف شده،‌ وجود دارد. محرمی که روز حضرت قاسم(ع) آن با روز شهادت حسین فهمیده هم یکی شده اینکه ما در هیأت صرفاً باید اقامه عزای1400 سال پیش را برگزار کنیم یا از این فرصت گردهمایی، ابزاری را برای شناختن استکبار و استکبار ستیزی فراهم آوریم؟ علی نوری طلبه حوزه علمیه قم و منتخب نماینده رهبری در اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان است.

بعد از توضیحی درباره مفهوم استکبارستیزی بفرمایید این مطلب برای هیأت، صرفا یک شعار سیاسی است یا یک تکلیف دینی هم محسوب می شود؟

من قبل از پاسخ به این سوال لازم می بینیم به یک نکته اشاره کنم. اول اینکه درست است که عاشورای محرم امسال با روز13 آبان تقارن پیدا کرده اما استکبارستیزی تنها وجه تشابه این تقارن نیست. وجوه زیاد دیگری هم وجود دارد. ولی چون ما یک موضوع خاص را برجسته تر از بقیه وجوه میکنیم، ‌مابقی آنها مغفول واقع می شوند. مثل میلاد حضرت زینب (س) که به روز پرستار نامگذاری شده، در صورتی که پیرامون ابعاد دیگری هم از این بانو می توان سخن گفت. متأسفانه بقیه ایام هم به این شکل هستند.

 پس به این موضوع هم توجه کنیم که علی رغم تقارن سیرزده آبان امسال با عاشورا و موضوع استکبار ستیزی، اما واقعاً نسبت های بالای دیگری هم بین عاشورا و فرهنگ مقاومت و انقلاب اسلامی وجود دارد. مثل ولایت مداری، حضور مکتبی و ایدئولوژیک، حضور نوجوانان و دانش آموزان. ... اما درباره سوال شما این را بگویم که من در خصوص استکبار ‌، نظر خاصی ندارم، نظر قرآن در این خصوص مهم است. «استکبار» یک واژه قرآنی و با مفاهیم و اصطلاحات پرکاربرد است که در آیات متعدد می شود راجع به آن بحث کرد. این واژه از معنای کبر و کَبُرَ یعنی خودبرتر بینی است که می تواند برای هر فردی حاصل شود. اول کسی هم که این برایش به وجود آمد شیطان بود که در برابر دستور سجده برانسان ابراز داشت که « اَنَا خَیرَ مَّنهُ خَلَقتَنی مِن نَّار وَ خَلَقتَهُ مِن طِین». جالب اینجاست که این کلمه از واژه های قرآنی است که کاربردش در مقوله حق اصلا جای نمی گیرد در صورتی که برخی از افعال این جور نیستند و کارکرد خوب یا بد میتوانند داشته باشند. ولی فعل استکبار، کاملا غیر حق است.

 « فَاستَکبَرُوا فِی الأَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ» یعنی تجسم و ظهور آن کلا در جبهه باطل است و می تواند محور های مختلف پیدا کند. اگر کسی در محور عبادی دچار این شرک شود، در مقابل خدا می ایستد. اگر مثل فرعون دچار استکبار سیاسی شود، در برابر موسی(ع) می ایستد. اگر چه دچار استکبار اقتصادی شود جریان قارون به وجود می­آید. اگر دچار استکبار علمی شود بلعم باعورا را می بینیم. پس این استکبارستیزی در طول تاریخ به اشکال مختلف وجود داشته که قرآن هم به دفعات به آن اشاره کرده. این استکبار در نهایت جلو می­آید تا می رسد به واقعه عاشورا که تجلی اعظم جریان حق و باطل را ما میتوانیم در آن به صورت کامل مشاهده کنیم. یزید به عنوان نماینده جریان استکبار و باطل با تمام اعوان و انصارش در یک نقطه تاریخی از اباعبدالله الحسین(ع) بیعت خواهی می کند. در مقابل آن هم، ابا عبدالله الحسین(ع) نماینده تمام عیار جریان حق، استکبار ستیزی می کند و بیعت را نمی پذیرد و در مقابل او قیام می­کند. از اینجا متوجه می شویم که استکبارستیزی صد در صد یک تکلیف دینی است. لذا عضویت در جریان حق به ناچار مکلف به استکبار ستیزی در مقابل خوی مستکبرانه جبهه باطل  است و این یک وظیفه دینی است.

شاید علت این نوع نگاه این است که در جامعه ما فقط بسته به زمان و شرایط، یکسری مسائل برجسته می شود. مثلاً‌ چرا فقط ما باید به یک کشور آن هم در یک زمان خاص واژه استکبار را باز کنیم و در بقیه موارد مشابه چه در مسائل داخلی و چه در مسائل خارجی نسبت به این واژه منفعل باشیم؟ در ضمن صدا و سیما هم که جلوه نشان دادن استکبار ستیزی است فقط در مقاطع مشخصی از سال و به صورت موردی به این موضوع می پردازد در صورتی که این قبیل موضوعات خیلی دامنه گسترده تری را  فرا می گیرد.

کاملاً می پذیریم حضرت آقا بحثی را مطرح کردند که اگر افراد را در مسائل سیاسی کل نگر و جریانی بار بیاوریم نگاهشان در مسیر درست خودش قرار میگیرد. ما در هر موقفی نتوانستیم تحلیل­ها را نشان بدهیم، ما چون آن بصیرت دینی خوب را برای مخاطب ایجاد نکردیم به این چنین مشکلاتی برخوردیم ما در خیلی از هیئات که میخواهند در ایام عزاداری ابا عبدالله(ع) اقامه عزا کنند(که کار بسیار پسندیده و دقیق و خوبی هم است) باید بیاییم و اقامه حق هم کنیم. یعنی علاوه بر اقامه عزا وارد اقامه حق شویم.

اینجاست که دیگر آن بحث استکبارستیزی هم کاملا خودش را نشان می دهد و دچار آن آفت های سیاسی که عنوان شد، نمی­شویم. مگر اینکه یک هیأت بخواهد اهداف خودش را ناقص تعریف کند. یعنی ما در هدفمندی هیئات باید روی اهداف متعالی آنها کار کنیم. هیئات و مردم باید بفهمند که در مسیر جریان ابا عبدالله الحسین(ع) بودن، فقط برگزاری اقامه عزای صرف نیست بلکه اقامه حقی هم باید صورت گیرد. این ندای هیهات من الذله که هر سال در تمام عالم پیچیده می­شود یک قاعده کلی برای تمام بشریت در طول همه تاریخ است که حسین(ع) مطرح می کند آقا جان می فرمایند: مثل منی با مثل اینی به هیچ وجه بعیت نمی­کند و کنار نمی آید این قاعده استکبار ستیزی است. نگاه حضرت امام(ره) هم در بحث هیئات جالب است که می فرمایند: «جنبه سیاسی این مجالس بالاتر از همه جنبه های دیگر است. بی خود بعضی از ائمه ما نمی فرمایند که برای من در منابر روضه بخوانند بی خود نمی گویند ائمه ما که هرکس بگرید یا بگریاند یا صورت گریه کردن به خودش بگیرد اجرش فلان وفلان است.

مسئله، مسئله گریه نیست. مسئله مسئله تباکی نیست. مسئله مسئله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند می خواستند که این ملت ها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند. از راه های مختلف اینها را یکپارچه کنند که آسیب پذری نباشند». به همین دلیل است که ما یک هیأت قبل از انقلاب داریم و یک هیأت بعد از انقلاب. تفسیر و تحلیل ما از هیأت بعد از انقلاب خیلی متفاوت با قبل از انقلاب است. نه اینکه قبل از انقلابی ها بد بودند و لیکن یک هیأت علاوه بر اینکه اقامه عزا کند می بایست اقامه حق هم کند.

 اگر هیأتی مطالبه گری را در خودش شکل ندهد آن هیأت هیأت خنثایی می شود هیأتی که نسبت به اتفاقات بحرین و الجزایر ویمن و مسلمانان و فلسطین و شیعیان بی تفاوت باشد و فقط بخواهند ذکر حسین(ع) وگریه برای او را انجام دهد به نظر من همان موفقیتی است که دشمن می خواهد به آن برسد.

دشمنان مطمئناً و به یقین به این نقطه رسیده اند که نمی توانند حسین(ع) را از ما جدا کنند به این رسیده اند که نمی توانند پیراهن مشکی را از ما بگیرند. اما اگر بتوانند یک بچه هیأتی، یک بچه مذهبی و یک هیأت را عقب نگه دارند تا جلو نیایند، مطمئنا این کار را می کنند و به خواسته خودشان هم رسیده اند و به صورت قطع به یقین بگویم که این کار را هم انجام داده اند جلو آمدن آن جایی است که هیأت را بتوانند فراتر از چارچوب حسینیه تعریف کنند و در زندگی و دنیای شخصی و اجتماعی خودشان هم بتوانند اهداف آن را پیاده کنند و از آن هم چیزی غیر از حق خواهی و عدالت طلبی و استکبار ستیزی نیست.

هیئات ما باید این را درک کنند که اگر این گونه به مسائل بپردازند مثلاً در دعاها به همراه توجه به خدا، مسائل مختلف را به مردم متذکر شوند در نهایت باعث می شوند که یک ملت را برای رسیدن به مقصد اسلامی بسیج کنند. اینکه خیلی  از هیئات فقط و فقط به مسأله اقامه عزا برای اباعبدالله الحسین می پردازند به این علت است که هنوز نتوانسته اند خود انقلاب اسلامی و امام (ره) را به درستی تحلیل کنند یعنی ریشه دار بودن حرکت انقلاب و شخصیت حضرت امام(ره) و پیوندهایش را با جریان جبهه حق نمی توانند درک کنند.

هیئات چه کاری انجام دهند تا از این آفت دور شوند؟

نکته اول اینکه باید در اهداف هیئات مذهبی بیشتر دقت کنیم. دوم موضوع جامعیت هیئات است. متأسفانه هیأت های ما ناظر به مخاطب و اهداف خودش از یک جامعیت در برنامه ها برخوردار نیستند یک وقت اهداف هیأت خرد یا متوسط است و با ریشه های انقلاب و اسلام گره نخورده و با آن اصول کلی ارتباط برقرار نکرده حالا جامعیت یعنی چی؟ یعنی مخاطبی که در هیأت قرار میگیرد به عنوان یک انسان از ساحات متنوعی در حوزه شناختی و رفتاری برخوردار هستند. بنابراین اگر بخواهیم استکبارستیزی را در هیأت مبنا و برنامه اصلی قرار بدهیم، نباید به افراد از نگاه تک بعدی نگاه کنیم. باید از جهت شناختی نسبت به مقوله استکبار و استکبار ستیزی فهم خوبی کنیم.

حب و بغض ها را مدیریت کند که دارای پشتوانه خوب فکری است. یعنی همه مقوله ها با بصیرت و آگاهی وعلم باشد. می خواهم بگویم از بزرگ تا کوچک هیأت با یک عقلانیت و برنامه ریزی نه تنها فریاد استکبارستیزی با مستکبر بزرگ مثلا امریکا را سر دهند بلکه با ابلیس و نفس اماره خودشان هم اعلام دشمنی و استکبار ستیزی کنند. به این شکل در سبک زندگی شخصی افراد، یک جامعیت همه جانبه به وجود میآید که ادامه اش خیلی فراتر از ماه محرم و مراسم عزاداری صرف می شود.

 با توجه به اینکه ممکن است خیلی ها در کل سال گذرشان به فضای دینی و مذهبی فقط در شب های خاصی مثل ماه محرم یا شب های احیا بخورد، آیا صلاح است برای اینکه این افراد از این مراسم دفع نشوند قدری با ملاحظه تر مراسم و پیام ها  شعارها اجرا شود؟

من اصل این حرف را قبول دارم که بالاخره ما در این شب ها با طیف مخاطب متنوع تری مواجه می­شویم از آن طرف، هیأت به عنوان یکی از سنگرهای اصلی جبهه انقلاب اسلامی وظیفه توسعه محبت و ولایت را در مردم و مومنین برعهده دارد. این خیلی نکته دقیقی است که باید مدنظر داشته باشیم. اصل حرف را قبول می کنم ولی در کم و کیف آن به هیچ وجه نمی شود برای همه نسخه واحد ارائه داد بالاخره ما به ذائقه مخاطب باید اعتنا کنیم .

 اما نباید اصول اصلی خودمان را تعطیل کنیم. آیه قرآن می فرماید :«وَ لا تَهنُوا وَلا تَحزنُوا و انتُم الاعلون إن کُنتُم مُؤمِنینَ.» اگر شما از جریان مومنین هستید، نه ترسی به خودتان راه بدهید و نه واهمه نسبت به این قصه داشته باشید و جدی پای کار بایستید بنابراین اصل مسئله را خدشه دار کردن و تعطیل کردن درست نیست. اما اینکه ناظر به ذائقه مخاطب هم زمان شناسی و مکان شناسی و موضع شناسی کنیم، حرف درستی است. اما یک زمانی هم هست که هیأت در یک لایه نخبگان و خاص حرکت می کند. برنامه ریزی برای این هیأت و سطح سخنان و اهداف بیان شده آن قطعا با هیأتی که به صورت رنگین کمان از هر مدل شخصیتی در آن می آید متفاوت است. هر هیأتی باید ناظر به مخاطب خودش به مطالب بپردازد وگرنه اصل مطلب را نمی توان تعطیل کرد.

سؤال دیگر درباره نسبت مجلس امام حسین(ع) و سیاست است؛ امروز در برخی مجالس مشاهده می­شوند که برخی از نوحه خوانان و ذاکران، به بهانه دوری از سیاست و اهل آن، از گفتن و خواندن درباره انقلاب، شهدا و دفاع مقدس و پرداختن به مسائل روز پرهیز می کنند. نظر شما راجع به این افراد و مواجه شان با مسائل سیاسی چیست؟

یک وقتی طرف شبهه ذهنی دارد و اصل مسئله برایش حل شد یعنی فهم درستی از سیاست و مسائل سیاسی ندارد. این یک بحث است و با آن فرد باید وارد صحبت های دیگری شد. مثلا ً می گوید که به نظر من سیاست و مذهب دوتاست یا اینکه اصلا ً انقلاب اسلامی هیچ ربطی به امام حسین(ع) ندارد. این مدل آدم ها و هیئات نیاز به کار علمی و صحبت دوستانه دارند. ولی یک موقع با شخصی رو به رو هستیم که نوع اعمال دیدگاهی سیاسی و تقویت نگرش های بصیرتی و انقلابی مخاطبین اش به این شکل است که شما فقط شاید آن را نمی پسندید.

 نمی توانیم به آنها گیر بدهیم چون با مدل خودشان به مسائل می پردازند. وقتی برای صحبت به سراغشان می روید متوجه می شوید که پرهیز آنان به خاطرکم بودن ارادت یا اعتقاد نیست. پای حرف دلشان که می نشینید طرف میگوید از بس فلان هیأت با زیاده روی ها خیلی چیزها را خراب کردند، من هم الان با احتیاط ملاحظه بیشتری صحبت می کنم.

مثلاً جریان انتخابات ریاست جمهوری یک عده آمدند از بیرق و پرچم هیأت برای یک کاندیدای خاص استفاده کردند و با سیاسی بازی غلط ، تیشه به ریشه خیلی از چیزها زدند این آدم می گوید که من دعا و حمایتم را به روش های دیگری اعمال می کنم می گوید که من کاملا همه چیز را قبول دارم ولیکن مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد من عاقبت هیئاتی که این کار را کردند دیدم که به چه ابتلائاتی افتادند و چه افتضاحی را به بار آوردند و مردم را نسبت به هیأت بیرق ابا عبدالله (ع) زده کردند.

 

چه نظری راجع به این مطلب دارید که می گویند فلان هیأت سیاسی است یا دیگری نیست؟

یک تقسیم بین هیئات وجود دارد اول هیئاتی که فقط دنبال اقامه عزا  هستند و کاری به مسائل دیگر مثل استکبارستیزی یا اقامه حق ندارند. اینها میگویند ما روضه امام حسین(ع) را می خوانیم و پلو می­دهیم یا علی مدد. آمریکا و شیطان و استکبار هم کاری نداریم. دسته دوم هیئاتی هستند که علاوه بر اقامه عزا، اقامه حق هم می کنند. حالا گروه دوم خودش به خاطر افراط و تفریط به دو قسمت کلی تقسیم می شود. در گروه اول استبکارستیزی به معنای بصیرت افزایی و روشن گری و رساندن مخاطب به جایگاه تصمیم گیری دقیق و داشتن یک موضع خوب انقلابی و اجتماعی است که ما این را میپسندیم اما در گروه دوم که یک مقدار مواضعشان را تند می­کنند و به جریانات سیاسی اجتمایی روز هم می کشانند وحتی به مصادیق تبدیل می کنند با مشکل روبرو می شویم، این گروه به مصادیق سطحی و کف روی آبی حزبی دچار می شوند. به همین دلیل ما در اینجا دچار ریزش می شویم. یعنی ظرفیت هیأت را خرج اهداف و مقاصد حزبی و گروهی خود می کنند. 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۷